شهیدان ایران

علیرضا خانی عاشق شهدا.
مشخصات بلاگ
شهیدان ایران

به وب‌نوشت من خوش آمدید.

پیروان دین اسلام از دیدگاه فقهی و کلامی این دین را به مذاهب گوناگونی تقسیم کرده‌اند که برخی از این مذاهب خود به فرقه‌های مختلف و گاه هر فرقه به انشعاباتی چند تقسیم می‌شود. در بررسی بسیاری از فرقه‌ها در جهان اسلام، آنچه شرط انصاف است رعایت نمی‌شود گاه نظر غیرقابل قبول یک فردِ نزدیک به فرقه را به همان فرقه نسبت می‌دهند و یا نظر تردید آمیز فردی را که در فرقه پذیرفته نشده است، دیدگاه ضروری آن فرقه می‌شمرند، یا دیدگاه­های مغرضانة دشمنان و مخالفان را دیدگاه­های مسلّم یک فرقة دیگر ذکر می‌کنند. این وضعیتی است که از گذشته وجود داشته و همچنان هم ادامه دارد. منظور از دیدگاه فقهی، نوع احکام شرعی پذیرفته و بکاررفته در هر مذهب و منظور از دیدگاه کلامی، درجهٔ پذیرش خردگرایی در هر یک از مذهب‌ها است. مذاهب و فرقه‌های اسلامی از لحاظ عقاید، آداب و رسوم و مقتدا به چهار گروه عمده تقسیم می‌شوند:

  1. سنی
  2. شیعه
  3. صوفیه
  4. مذاهب شبه اسلامی

برای ادامه مطالب اینجا کلیک کنید

علی رضا خانی

(مصاحبه با حجت الاسلام پناهیان)

- به نظر نیاز سبک زندگی هم مهم است. آقا فرموده اندکه سبک زندگی باعث پیشرفت است. سبک زندگی چگونه می‌تواند باعث پیشرفت باشد؟

- اگر همۀ مقدماتی که شما فرمودید را در کنار هم در نظر بگیریم، من نوجوان می‌خواهم سبک زندگی برای خودم بسازم و به این نتیجه رسیده‌ام که باید برای خودم سبک زندگی داشته باشم، سراغ چه چیزهایی، چه وسایلی، چه محتواهایی باید بروم ؟

- قرآن در تعیین سبک زندگی ما چه جایگاهی دارد؟

-  در صحبت‌هایتان فرمودید دشمن درصدد است بر سبک زندگی ما تاثیر بگذارد. حال این سوال پیش می آید که با توجه به هجمه دشمن، نوجوان چگونه باید به دنبال ساخت سبک زندگی مطلوب باشد؟

- من به عنوان نوجوان امروزی چه آسیب‌هایی در سبک زندگی ام دارم؟

ادامه مطلب

علی رضا خانی

(خاطره تشییع و خاکسپاری شهدای گمنام شهرستان بافت کرمان که در سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها انجام شد.)

برایمان عادی شده که بیایید.
شهدای گُم‌نام! با شمایم.
برایمان عادی شده که بیایید، ما هم بیاییم فرودگاه، استقبال‌تان. 
حالا برایمان عادی شده که استقبال‌های سرد و خشک هم ببینیم؛ هر چند این‌بار که آمدید، مسئولین و مدیران سنگ تمام گذاشتند.
این دفعه بروبچّه‌های ثارالله آمده بودند استقبال رفقای قدیمی‌شان؛ برای نیامدن دفعات قبلی، حرفی نیست.

علی رضا خانی

یا زهرا

به نام خدا

این بار می خواهم درباره یکی دیگر از شهدای ایران اسلامی صحبت کنم.

شهید محمد رضا تورجی زاده.

پدرش نانوا و دنبال روزی حلال بود. در اصفهان زندگی می کردند.

او مداحی خیلی خوبی داشت و دعای کمیلش سوز عجیبی داشت.

یکی از بهترین دوستانش شهید محمد حسین هدایت و شهید سید رحمان هاشمی بود.

هر وقت که به اصفهان می آمد دلش می خواست که سریع به جبهه برگردد.

قبل از عملیات فاو، عراقی ها کارخانه نمک را بمباران شیمیایی کردند که سال ها اثرش بر جای ماند بنابراین او که در عملیات فاو شرکت کرده بود مقداری شیمیایی شد.

اهل نماز شب بود و هر وقت با خدا تنها می شد، گریه و التماس های زیادی می کرد. به نماز جماعت خیلی اهمیت می داد. در جبهه هم نماز جماعت بر گزار می کرد.

چون مداحی خوبی داشت روز های دو شنبه بچه های رزمنده و مردم را به مسجد کنار منزلشان دعوت می کرد و روضه و دعای توسل می خواندند. او نام هیئت را یا زهرا(س) گذاشت و وصیت نمود که بعد از شهادتش باز هم این مراسم بر گزار شود که تا دهه هفتاد ادامه داشت. بعد از آن فعالیت هیئت گسترش یافت و به نام محبین حضرت زهرا (س) تغییر نام یافت.

او همیشه پیرو ولایت فقیه بود.

به خاطر مغرور نشدن چند بار نفس خود را شکست.

شهید تورجی زاده به سادات خیلی احترام می گذاشت. از اسراف هم خیلی بدش می آمد.

به خانواده اش گفته بود مرا در کنار شهید سید رحمان هاشمی دفن کنید، لباس سپاه را بر تنم بپوشانید، سر بند یا زهرا (س) را بر سرم ببندید و مرا پدر و مادرم خاک کنند.

محمد رضاعاشق حضرت زهرا (س) بود و در عملیاتی که رمزش یا زهرا (س) بود به شهادت رسید.

او قبل و بعد از شهادت مردم را به راه درست هدایت می کرد.

افراد زیادی نقل کرده اتد که با توکل به این شهید مشکلاتمان حل شد ه است که شرح کاملش در کتاب یا زهرا (س) آمده است.

این کتاب با کمک گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تهیه و منتشر شده است.

پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را بخوانید.

از این جا کتاب را تهیه کردم: پاتوق کتاب فردا

علی رضا خانی

عارفانه

به نام خدا

می دانید در باره چه کسی حرف می زنم. درباره شهید نیری.

شاید به خودتان بگویید که این فرد کیست؛ او کسی بود که طاقت ماندن در این دنیا را نداشت؛ این دنیا برایش تنگ شده بود. عاشق بود، عاشق خدا، امام عصر(عج)، شهادت و عاشق دعوت مردم به راه خدا.

او هر وقت در خانه غذای خوشمزه پخته می شد می گفت:کسانی هستند که به یک تکه نان نیاز مندند، اما ما....

کسی بود که در ده سالگی دنبال حرام و حلال و کسب رضایت از دیگران بود.

نماز هایش معراجی بود. در حال نماز بدنش می لرزید.

او از این که کسی دروغ بگوید خیلی بدش می آمد و یک بار به دوستانش گفت:«هر وقت کسی دروغ می گوید و غیبت می کند، بوی بد غیر فابل تحمل از دهانش در هوا پخش می شود.

کسی بود که هر فردکوچک و بزرگی به او احترام می گذاشت.اهل عمل بود، نه اهل حرف. او با ولی عصر(عج) همیشه در ارتباط بود. از غیبت خیلی  بدش می آمد. او شاگرد آیت الحق بود، آیت الله حق‌شناس.

کسی بود که به خاطر خوشنودی خدا  از نماز شب گذشت.1

من خیلی او را دوست دارم. کتاب این شهید که با کمک گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تهیه شده، منتشر شده است.

پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را بخوانید.

از این جا کتاب را تهیه کردم: پاتوق‌کتاب‌فردا

مزار این شهید در قطعه 24 بهشت زهرا تهران، در کنار بلوار پنج، ردیف بالا تر از مزار دکتر چمران است.

......................................................................

 1- آن شب این شهید می خواست برای نماز شب وضو بگیرد اما احساس کرد این کار باعث اذیت صاحب خانه می شود. لذا قرآن را برداشت و در گوشه ای از اتاق مشغول خواندن قرآن شد. او بیداری در سحر را حفظ کرد ولی بر خلاف همیشه نماز شب نخواند! به این شهید از طرف خدا پاداش عظیم و تأثیرات عجیبی به او داده شد.

علی رضا خانی

بهنام 2

شهید بهنام محمدی راد، نوجوانی 13 ساله که با وجود جثه‌ی کوچک و با شجاعت، تلاش بسیاری در پشتیبانی از مدافعان خرمشهر انجام داد. وی یک اسلحه کلاشینکف از عراقی ها غنیمت گرفته بود و با همان اسلحه با عراقی ها می‌جنگید. شهید محمدی احساس مالکیت می کرد و به او می‌گفتند: باید اسلحه را تحویل بدهی. می گفت: به شرطی تحویل می‌هم که حداقل یک نارنجک به من بدهید.

آن شهید عزیز با همان اسلحه در تاریخ 1359/07/29 با فرود خمپاره‌ای در نزدیکی مدافعان خونین شهر به شهادت رسید.

گفتنی است اسلحه غنیمتی این بزرگوار در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر، در سال 1386 رو نمایی شد.

شهید بهنام محمدی در پاسخ به سوال خبر‌نگاری که از او پرسیده بود چه پیغامی برای مردم داری گفته بود: من از پدران و مادران می‌خواهم که فرزندان خودشان را لوس بار نیاورند و بگذارند آنها به جبهه بیایند.

علی رضا خانی

شب قدر

ماه مبارک رمضان، ماه عبادت و خود سازی است. یکی از برکات این ماه وجود شب های قدر در آن است. شب قدری که از هزار ماه برتر است. شب خیر و برکت و آمرزش و رحمت و شب تقدیر اعمال ما برای یک سال آینده. در شب قدر اعمال ما و مقدرات سال آینده به محضر امام زمان(عج) عرضه می شود و پس از تأیید و دعای آن حضرت که حجت خدا بر روی زمین است تقدیرات امورمان برای یک سال آینده رقم می خورد. نقل شده زمانی که پیامبر اسلام(ص) شنیدند که عابد مسیحی هزار ماه خدا را عبادت کرده است به خدا گفت:

بارالها افراد امت من از عمرهای طولانی بر خوردار نیستند که بتوانند که هزار ماه تو را عبادت کنند.

خداوند فرمود:

شبی را برای تو و امت تو در سال قرار می دهم که فضیلت آن از هزار ماه بالاتر است و آن شب قدر است.

شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست سوم ماه مبارک رمضان. یکی از سه شب به طور قطع و یقین شب قدر است. و لذا ما هر سه شب را به عبادت می پردازیم تا مشمول رحمت واسعه‌ی الهی قرار بگیریم.

برای این سه شب اعمالی هست:

اول:دو رکعت نماز مثل نماز صبح با این تفاوت که سوره توحید را در هر رکعت هفت بار می خوانیم و در پایان نماز هفتاد مرتبه می گوییم:«استغفر الله و اتوب اله» (ربی ندارد)و بعد از آن هر دعایی که دارید انشاالله مستجاب می شود.

دوم:خواندن دعای جوشن کبیر

سوم:صد رکعت نماز (پنچاه دو رکعتی)

چهارم:خواندن سوره‌های روم، انکبوت و دخان (شب بیست‌و‌یکم و شب بیست‌و‌سوم)

پنجم:قرآن سر گرفتن

ششم:لعنت بر قاتل امیر مومنان علی (ع)،(شب نوزدهم)

بخوبی از شب قدر استفاده نمایید.

علی رضا خانی

حسن بن علی (ع) تربیت‌شده‌ی مکتب رسول‌الله (ع) و علی(ع) است و همانند آن‌ها به عبادت و بندگی روی می‌آورد. هرگز او راندیدند که به یاد خدا نباشد به نام پروردگار نجنبد.

چون وضو می‌گرفت حالش دگرگون می‌شد و خونی عمیق در اندرون جانش نفوذ می‌کرد. چنان‌که رنگ چهره‌اش می‌پرید و اندامش به‌سختی می‌لرزید و چون علت را می‌پرسیدند، می‌فرمود:

هرکس که بخواهد در برابر رب العرش بایستد، باید رنگش متغیر شود و بند بندش بلرزد.

و هنگامی‌که وارد مسجد می‌شد، فریاد برمی‌داشت و می‌فرمود:

خدایا! میهمانت به درگاهت آمد؛ ای نیکوی بخشنده! اینک بدکاری به حضورت می‌رسد؛ ای خدای کریم!بدی‌هایی که دارم را به‌خوبی هایی که داری ببخشای.

و چون به نماز می‌ایستاد، فروتنی و خضوع و خشوع در چهره‌اش نمایان می‌شد و چنان مشیّت جلال خداوندی وی را فرامی‌گرفت که مفاصل پیکرش می‌لرزید.

چون نام بهشت و دوزخ را می‌شنید، از شدت ترس خدا همچون مارگزیدگان به خود می‌پیچید. از خدا بهشت را می‌خواست و از شدت ترس جهنم به خدا پناه می‌برد. با شنیدن نام مرگ و عواقب هولناک آن و از هول قیامت و بعث و نشر به‌شدت می‌گریست و چون حضور در دادگاه الهی قیامت را به یاد می‌آورد، شیهه‌یی می‌کشید و بی‌هوش می‌افتاد. مردگان را باوقار و احترام مشایعت می‌کرد. روزی که یکی از همسایگانش مرد، از خوف مرگ چنان فریاد کشید که صدایش از ناله عزاداران بلندتر بود.

او خانه‌ی خدا را بیست بار پیاده زیارت کرد، درحالی‌که اسب‌های نجیب در برابرش صف می‌کشیدند؛ او با پای طلب به بیت معبود می‌شتافت. چون از او می‌پرسیدند: چرا این‌قدر پیاده به حج می‌روید؟می‌فرمود:

از خدا شرم دارم که با پای پیاده به زیارت‌خانه‌اش نروم.

حسن بن علی (ع) دوباره آنچه داشت _ از همه اثاثیه‌ی گران‌بهای زندگی‌اش‌ - درراه خدا بخشید و سه بار، دار و ندارش را دونیم کرد و نیمی را درراه خدا بخشید. حتی یک لنگ کفش را نگه داشت و دیگری را به مستمندان داد.

پیشوای دوم (ع)، فریبندگی‌ها و سرمایه‌های مادی دنیا را به عشق روز بازپسین فرومی‌گذاشت. از حکومت ظاهری مسلمین در راه خدا و برای جلوگیری از ریختن خون مردم چشم پوشید.

از این دو شعر که به وی منسوب است، توجهش به خیر‌خواهی  احسان و بی‌اعتنایی‌اش به سرمایه‌های مادی جهان، معلوم می‌گردد:

تا می‌توانید توشه‌ای برای خودت از این جهان فرا پیش فرست که ناگهان مرگ به سراغش می‌آید.

چرا این‌قدر به نعمت‌های جهان شادمانی، مگر نمی‌بینی که دوستان تو در گودال مرگ پوسیده‌اند.

و درباره‌ی فریب‌خوردگان دنیای گذران می فرمود:

به آن‌کس که در این جهان ناپایدار زندگی می‌کند، بگو: هنگام رفتن فرارسیده است، با دوستانت خداحافظی کن. کسانی را که دیدار می‌کردی و با آن‌ها سخن می‌گفتی، همگی در قعر گورها خاک شدند.

این آثار و گفتار نمونه‌ی روشنی از بی‌اعتنایی امام به دنیادوستی و عشق به مظاهر و ظواهر آن است و نشان می‌دهد که او توجه به حیات جاودانه و نعمات ابدی دارد، جهانی که از این دنیای گذران ارزنده‌تر است.

......................................................................

تاریخ چهارده معصوم، ص 130

علی رضا خانی

امـام حسـن(ع) در سـال چهل و نهم هجـرى به شهادت رسیـد و امـام حسیـن(ع) امامت را عهده دار شـد. او به همان دلایل که برادرش صلح کرده بـود, علیه معاویه قیام نکرد و در پاسخ نامه هایى که به او نوشته شده بود, فرمود: ((وجدان مـن اجازه نمى دهد, پیمانى را که با معاویه بسته ایـم, بشکنـم و تا معاویه زنـده است, برهمان عهد پایدار هستـم و پس از درگذشت او, در تصمیم خود تجدید نظر خواهم کرد.)) معاویه در شصت هجـرى, پـس از آنکه به رغم پیمان خـود با امام حسـن(ع), یزیـد را به فـرمانروایـى مسلمانان منصـوب کرد و براى او بیعت گرفت, درگذشت. 
روزى که مروان مـى خـواست از امام حسیـن(ع) نیز براى یزیـد بیعت بگیرد, امام فرمود: 
((انالله و انا الیه راجعون و علـى الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید. )) همانا از خداییم و به سوى او باز مى گردیـم و بر اسلام باید فاتحه خـوانـد; زیرا امت به رهبرى مثل یزیـد مبتلا شده است. 
و اسلام در خطر قرار گرفت و تنها قیامى خـونیـن مى تـوانست وجدان خفته مردم را بیدار و کاخ ظلم را متزلزل سازد, امام(ع) در ایـن راه گام نهاد و براى آگاه کردن مردم کـوفه طى نامه اى اعلام کرد: 
((فلعمرى ما الامام الاالعامل بالکتاب و القائم بالقسط و الـدائن بدیـن الحق.)) به جانـم سوگند, امام جز کسى که عمل به کتاب خدا کنـد و عدالت را به پـا دارد و راه حق را مـى پیمـایـد, نیست. 
او, در وصیت نـامه اى که قبل از خـروج از مـدینه به ((محمـدبـن حنفیه)) نـوشت, هـدف قیـام خـود را ایـن گـونه تـرسیـم کــرد: ((مـن بـراى طغیان و خـوددارى از قبـول حق و فساد و ستـم خـارج نشدم, بلکه براى اصلاح امـور امت جدم خارج مى شـوم. اراده کرده ام امـر به معروف و نهى از منکـر کنـم و روش جـدم و پـدرم علـى بـن ابى طالب(ع) را پیـش گیرم. در بیـن راه مکه و کـوفه (منزلگاه ذى حسـم) در خطبه اى به یـارانـش فـرمـود: 
((الاتـرون الى الحق لایعمل به و الـى الباطل لایتناهـى عنه لیرغب المـومـن فـى لقاء الله محقـا فـانـى لا ارى المـوت الاالسعاده و الحیاه مع الظالمیـن الا برما.)) آیا نمى نگرید به حق عمل نمى شود و از باطل جلـوگیرى نمى گردد؟ بنابرایـن, اشتیاق مـومـن به لقاى خدا (و شهادت طلبى) سزاوار و لازم است. مـن در ایـن وضع, مرگ را جز سعادت و زنـدگـى بـا ستمگـران را جز رنج و شکست نمـى دانــم. سرانجام امام رسالت خـویـش را با ترسیـم خط سرخ شهادت به پایان برد.

......................................................................

برگرفته از:کتاب تاریخ چهارده معصوم ، مؤسسه انتشارات امام عصر (عج)

علی رضا خانی

دشنام

دوستی بین آن شخص و  امام صادق(ع) موجب شده بود که وقتی مردم می خواستند از او یاد کنند به نام اصلی او توجه نداشتند و به او می گقتند:«رفیق امام صادق (ع)». روزی به همراه امام داخل بازار کفش دوزها شدند، غلام آن شخص نیز همراه ایشان بود و از پشت سر حرکت می کرد. ناگهان به پشت سر خود نگاه کرد، غلام را ندید. سه مرتبه نگاه کرد؛ اما غلام را نیافت و مرتبه چهارم که سر خود را به عقب بر گرداند غلام را دید، با خشم به وی گفت: مادر فلان! کجا بودی؟

تا این جمله را از دهانش خارج شد، امام صادق(ع) دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانی خویش زد و فرمود:

سبحان الله! به ماردش دشنام می دهی؟ کار ناروا به او نسبت می دهی؟ من خیال می کردم تو مردی با تقوا و پرهیزکاری. معلوم شد که ورع و تقوایی در تو وجود ندارد.

گفت یابن رسول‌الله! این غلام «سندی» است و مادرش اهل سند است. خودت می دانی که آنها مسلمان نیستند.

امام فرمود: مادرش کافر بوده که بوده، هر قومی، سنت و قانونی در امر ازدواج دارد. وقتی طبق همان سنت و قانون رفتارکنند عمل شان نادرست نیست و فرزندشان مشکلی ندارد.

سپس به او فرمود: دیگر از من دور شو.

بعد از آن، دیگر کسی آن دو را با هم ندید.

......................................................................

داستان راستان،ج1، ص 158-160

قصه های دلنشین، ص 15

علی رضا خانی

پیامبر اکرم می فرماید:

خداوند فاطمه را دوست دارد و دوستداران فاطمه را دوست دارد. خداوند با شادی او خشنود و با خشم او خشمگین می شود.(1)

حضرت زهرا (س) بانوی دو عالم است به این معنی که برترین زن از نظر فضائل و ویژگی های اخلاقی و کرامات انسانی است. ایشان علی رغم سن کم دارای ویژگی های منحصر به فردی است که او را بر ترین زنان عالم کرده است. به آن حضرت مادر پدرش می گویند یعنی بعد از فوت مادر بزرگوارش حضرت خدیجه آنقدر کریمانه و بزرگوارانه رفتار می کرد که شایسته این عنوان شد. نسل ائمۀ اطهار از وجود حضرت زهرا (س) است. تقوا و خداترسی، اخلاق نیکو، تربیت فرزندان، حمایت همه جانبه از حضرت علی عفت و پاکدامنی از دیگر ویژگی های آن حضرت است. ما شیعیان وظیفه داریم اخلاق فاطمی را در زندگی خود به کار گیریم . ضمن تکریم و احترام آن حضرت شیوه و زندگی آن حضرت را الگو و سر مشق برای خودمان قرار دهیم. ایام شهادت آن حضرت تسلیت باد.(2)

......................................................................

(1)   (( ارشاد القلوب ج 2 ص 23 ))

(2)   انشا از:علیرضا خانی

علی رضا خانی

برخی شیعیان با تربت امام حسین (ع) تسبیح درست کرده بودند. روزی از امام درباره فضیلت این  تسبیح ها پرسیدم. امام فرمود:

هر کس با هر دانه تسبیح تربت،ذکر«سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر» را بگوید. در برابر هر ذکر،شش هزار حسنه برایش نوشته می شود و شش هزار گناه از او زدوده می شود و شش هزار درجه بالا برده می شود و به همین تعداد،برایش حق شفاعت ثبت می شود.(1)

......................................................................

1-المزار مفید، ص 151، ح 3

علی رضا خانی

دفع بیماری وبا

مرجع تقلید زمان خود مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤ سس حوزه علمیه قم نقل کرد: مدتی در شهر سامراء نزد مرحوم آیت الله العظمی العظمی میرزای شیرازی (متوفی 1312 قمری) درس می خواندیم ، روزی در وسط درس استاد بزرگ ما آیت الله سید محمد فشارکی (متوفی 1315 قمری) وارد شد، در حالی که بسیار مضطرب و نگران بود، علت نگرانیش این بود که بیماری مسری وبا در عراق شیوع یافته بود و بسیاری از مردم را کشته بود، آقای آقا سید محمد فشارکی فرمود: آیا شما مرا مجتهد می دانید؟ گفتیم آری ، فرمود: آیا مرا عادل می دانید؟ گفتیم آری (منظوراو این بود که پس از تایید، حکمی صادر کند) آنگاه گفت : من به تمام شیعیان سامره از زن و مرد حکم می کنم که هر یک از آنها یک بار زیارت عاشورا را به نیابت از مادر امام زمان (علیه السلام) بخوانند، و آن مادر بزرگوار را در نزد فرزند بزرگوارش شفیع قرار دهند که امام زمان (علیه السلام) پیش خدای بزرگ از ما شفاعت نماید تا خداوند شیعیان سامراء را از بیماری وبا حفظ گرداند. مرحوم آیت الله حائری گوید: وقتی که این حکم از مرحوم آیت الله سید محمد فشارکی صادر شد، چون خطر مرگ در میان بود، همه شیعیان اطاعت نمودند و در نتیجه ، یک نفر شیعه در سامراه تلف نگردید، و خداوند متعال شیعیان را از این بلای عمومی نجات بخشید.

......................................................................

داستان صاحبدلان / محمد محمدی اشتهاردی

علی رضا خانی

«نماز پیامبر (ص) در معراج»

و در امالی صندوق از پدرش از علی از پدرش از ابن ابی عمیر از ابان بن عثمان از ابی عبد الله جعفر بی محمد«ع»روایت آمده که فرمود:

وقتی رسول خدا«ص»را به معراج و بیت المقدس بردند، جبرئیل او را سوار براق کرد و به اتفاق به بیت المقدس آمدندو جبرئیل محرابهای انبیا را به آن جناب نشان داد،و رسول خدا«ص»در آن محرابها نماز گزارده و از آنجا عبورش داد. در مراجعت به کاروان قریش بر خوردند، رسول خدا«ص»آبی را که آنان در ظرف داشتند دید و دید که شتری گم کرده اند و در پی آن می گردند. رسول خدا«ص» از آن آب بیاشامید، و ما بقی آن را به زمین ریخت و چون از معراج مراجهت نمود و صبح شد، به قریش فرمود که خدای تعالی دیشب مرا به بیت المقدس برد و آثار انبیا و منزلهای ایشان را نشانم داد.
علی رضا خانی

فابل دانلود خلاصه عملیات های بیت المقدس،شلمچه،کربلا 4 و 5

دریافت
عنوان: خلاصه عملیات‌های شلمچه، بیت‌المقدس، والفجر ۴ و ۵
حجم: 181 کیلوبایت
توضیحات: وبلاگ شهیدان ایران

علی رضا خانی