شهیدان ایران

علیرضا خانی عاشق شهدا.
مشخصات بلاگ
شهیدان ایران

به وب‌نوشت من خوش آمدید.

۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

شهید مصطفی چمران با مهندس بازرگان درس ترمودینامیک داشتیم. برای نمره ی پایان ترم، یه امتحان کتبی می گرفت که 18 نمره داشت و 2نمره هم به امتحان شفاهی و نحوه جزوه نوشتن می داد؛ که جمعا می شد 20 نمره.ولی سال قبل از اون عباس چمران(برادر مصطفی) از این درس نمره21/5 گرفته بود!این قضیه کلی سر و صدا راه انداخته بود که چه طور ممکن است یه نفر از بیست نمره،21/5 بگیره؟!مهندس بازرگان هم گفته بود:((من به جزوه و امتحان شفاهی 2 نمره می دهم، اما جروه ی عباس چمران اون قدر دقیق و خوش خطه که دو نمره براش کمه!))اون سال هم قرار بود دو نفر-دو نفر بریم تو اتاق استاد تا هم امتحان شفاهی بدهیم و هم جزوه هامونو نشون بدیم.بعد از این که من و مصطفی رفتیم تو ، مهدس بازرگان با دقت زیاد شروع کرد به ورق زدن جزوه مصطفی،بعد سرش را اورد بالا و بهش گفت:((باید به تو هم مثل برادرت نمره ی 21/5 بدم!))

...........................................................
شاهد یاران، ش37، ص42

علی رضا خانی

شهید سید مرتضی آوینی

هر کی جای اون بود به خودش می گفت:(به تو چه مگه خودت کم مشکل داری؟!)ولی مرتضی این طوری نبود و هر کی رو می دید که مشکلی داره،چه از نظر مادی،خانوادگی،احساسی یا هر مشکل دیگه،می رفت سراغش.به حرف همه گوش می داد و اگه می توانست کمکشون می کرد،اگه راهنمایی لازم بود،باهاشون هم فکری می کرد و اگه کاری هم از دستش بر نمی اومد،باهاشون هم دردی می کرد؛واسه همین شده بود سنگ صبور همه. هم سال اولی ها و هم سال بالایی ها، دوستش داشتن و باهاش راحت بودن.

...............................................................................................

(نشریه سوره،ش8،ص17)

علی رضا خانی

بخشی کوچک از خاطرات سید نورالدین عافی

 

 یک روز طبق معمول دکتر برای معاینه آمده بود،من نیمه خواب و بی حال بودم اما صدای گفت و گو را می شنیدم.دکتر به پرستاری که همراهش بود گفت:{برای زخم این مجروح چاره ای نیست!}

_اما من چاره شو رو می دونم!من اینو می برم حمام .آن جا بدنش رو کیسه می کشم تا این پوست سوخته با سنگریزه ها از بدنش جدا بشه!

قیافه ی دکتر را نمی دیدم اما حس گردم تنم گُر گرفت.پرستار صدایم زد:{برادر!تو طافت داری تا من ببرمت حمام. . .}می دانستم منظورش چیست. اما واقعا چاره ای دیگر نبود و من ناگزیر باید به این راه حل تن می سپردم.فقط پرسیدم:{چه قدر طول می کشد.}

_حدود ده دقیقه!

_باشه ،ده دقیقه را هر طوری باشه تحمل می کنم!

به زودی مقدمات فراهم شد.مرا به حمام بردند. توی وان حمام را پر از آب و کمی ماده ضد عفونی کردند و مرا در وان حمام گذاشتند پرستار مرد دلسوزی بود و برای خودش هم این کار سخت بود.از من پرسید:{چیزی می خواهی؟!}من فقط چیزی خواستم که لای دندان هایم بگذارند تا داد نزنم. دستمالی لای دندان هایم گذاشت و کارش را شروع کرد . از آن دقایق های تمام نشدنی بیش از هر چیز دانه های درشت عرق روی صورت او را به خاطر دارم . انگار همه ی رگ های بدنم اتش گرفته بود و داشتم از نو می سوختم. . . او با کیسه به جانم افتاده بود و می خواست کاری را که تا آن روز دکتر ها نتوانسته بودند بکنند،انجم بدهد!گریه و فریاد در گلویم گلوله شده بود، از شدت درد روبه بیهوشی بودم اما تا آخرین لحظه دوام آوردم تا این گفتند:{تموم شد}آن قدر خسته و بی رمق بودم که نای حرف زدن نداشتم .وقتی داشتند مرا از وان همام در می آوردند تکه های پوست و گوشت سوخته ی تنم را که روی آب بود را دیدم.

شاید دو سه کیلو از وزن بدنم را داخل آب جا گذاشته ام!!

احساس سبکی و راحتی می کردم!.

علی رضا خانی

محمد حسین فهمیده

روز 8آبان ماه  هر سال را به یاد حماسه آفرینی نوجوان شهید، محمدحسین فهمیده، شهید 13 ساله ای که امام خمینی(ره) او را رهبر خود نامید به نام روز نوجوان و روز بسیج دانش آموزی گرامی می داریم .

پیرامون زندگی نامه کوتاه و پربار شهید فهمیده بارها گفته ایم و شنیده ایم . حماسه آفرینی اش را سینه به سینه برای یکدیگر تعریف کرده ایم هر چند که هنوز هم ابعاد ناشناخته ای در نیت الهی وعمل خدا جویانه این شهید گران قدر از لحظه ورود به جبهه تا شهادتش وجود دارد که جای بسی تحقیق و سخن است.

 ولی در این میان سال های دفاع مقدس ما نوجوانان زیادی را به خود دیده که فداکاری هر کدام جای تامل دارد و اینکه این نوجوانان با سن کم خود چه ها دیده اند که امامشان به آن ها می گوید:" شما یک شبه ره صد ساله را رفته اید".

در این مقاله دیدیم خالی از لطف است اگر سخنی و حتی نامی از دیگر نوجوانان دوران a دفاع مقدس به میان نیاید و شهید حسین رشیدی‌فر یکی از این شهدای نوجوان است که در سن 16 سالگی به شهادت رسیده .

علی رضا خانی

فتح خرمشهر و حقانیت تاریخی خمینیون.

 

فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 61، صرف نظر از تمامی ارزشهای حقیقی و نمادینی که داشت، علامت پیروزی یک گفتار بود! گفتاری که امام خمینی در آخرین سال های دهه 50، در جامعه ما در انداخت و توانست به رغم شیک ترین و امروزی ترین گفتار های رقیب، در جامعه ایرانی سیادت و اقتدار یابد. تح خرمشهر نقطه پایانی بر فرآیند باز پس گیری مواضع اشغال شده میهنمان از دشمن بعثی نبود. این فتح مبین در شرایطی صورت پذیرفت که نظام تازه تأسیس در داخل، هنوز در گرماگرم درگیری با گروهک های ستیزه جوی داخلی بود. نظام تازه تأسیس در شرایطی این فتح بزرگ را به دست پاسداران خود صورت می داد که در کورانی از تخاصمات جهانی قرار داشت. و لذا این پیروزی نمادی از موفقیت رهبری امام در دفع تجاوز دشمن بعثی بود. حمله عراق به میهنمان در شرایطی صورت پذیرفت که کشور با ارتشی فروپاشیده و همانطور که آوردیم با گروه های ریز و درشت مسلحی که در اطراف و اکناف کشور سر مبارزه جویی با نظام داشتند، مواجه بود. وضعیت سیاسی کشور آنقدر آشفته بود، که گروه های تجزیه طلب و برانداز به رغم آنکه در کردستان و گنبدبه خشن ترین شیوه ها به نیروهای مردمی هوادار نظام اعلان جنگ داده بودند، به راحتی در مرکز کشور نشریات ضد حکومتی خود را می فروختند. در داخل حکومت نیز شاهد تعارض و ستیز داخلی میان رؤسای قوای قضائیه و مقننه از یک سو و رئیس قوه مجریه از سوی دیگر بودیم. در اینچنین شرایطی، میهنمان ایران آماج هجوم ارتش تا بن دندان مسلح صدام قرار گرفت.

علی رضا خانی

شهید محمدرضا باقری

متولد: خرمشهر

تاریخ عروج:10/2/61

محل عروج: جاده اهواز-خرمشهر

 

وصیت نامه شهید: من فکر میکنم حرف شهدا،راه شهدا تقوا بود و رسیدن به لقاء بود و ما که می خواهیم با شهدا بیعت کنیم و حرفمان همان شود و تمامی کارمان بر این باشد که به آنجا برسیم که شهدا رسیدند باید به انقلاب مومن و وفادار باشند و بیایند در خط امام انقلاب را از دست کسانی که می خواهند ضربه بزنند آگاهانه و غیر آگاهانه در هر صورت حفظ کنند.

                                                                                                           


                                                                                                                     

شهید ابراهیم قاطعی

متولد: 1342

محل عروج: خرمشهر(عملیات بیت المقدس)

 

وصیت نامه: در زندگی پیام حسین را همیشه در نظر داشته باشید آنجا که می گوید" ان الحیوه عقیده و جهاد" براستی که زندگی عقیده و جهاد است بدانید که دنیا همیشه شما را بسوی خود می خواند، انسان آنستکه دنیا را بدنبال خود بکشد نه اینکه به دنبال دنیا برود،همیشه در کارها خدا را در نظر بگیرید و توکل کنید و بدانید اگر کاری برای خدا بود از موانع طبیعی نترسد که خدا یاور شماست،امیدوارم همه شما در بپا شدن اسلام کوشا باشید

                                                                                                           


                         

شهید اسماعیل خسروی دستگردی

متولد: 1340 خرمشهر

تاریخ عروج: 18/2/61

محل عروج: خرمشهر(عملیات بیت المقدس)

        

وصیت نامه شهید:بزرگترین نعمت لقاء پروردگار است. باید صبر و بردباری را پیشه کرد تا اینکه اجر صابرین را دریابیم شهید نمرده و نمیمیرد عزیزم که چنین کسی را از دست دادی او زنده است. خداوندا شهیدان را با شهیدان کربلا محشور بگردان و هر چه زودتر خرمشهر قهرمان را آزاد کن.

                                                                                            


 

شهید سید محمد علی جهان آرا

متولد: 1333 خرمشهر

تاریخ عروج: 7/7/1360

محل عروج: کهریزک تهران

براثر سانحه هوایی سقوط هواپیما

وصیت نامه شهید: و تو ای امامم. ای که به اندازه تمامی قرنها سختیها و رنجها از دست این نابخردان خرد همه هیچ دان. لحظه لحظه این زندگی بر تو همچون نوح، موسی،عیسی و محمد(ص) گذشت. من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن خون جوانان خرمشهری بر می خیزد و آن این است که: ای امام، از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که سقوط کرد من یکماه به طور مدام کربلا را می دیدم.

علی رضا خانی