شهیدان ایران

علیرضا خانی عاشق شهدا.
مشخصات بلاگ
شهیدان ایران

به وب‌نوشت من خوش آمدید.

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

بهنام 2

شهید بهنام محمدی راد، نوجوانی 13 ساله که با وجود جثه‌ی کوچک و با شجاعت، تلاش بسیاری در پشتیبانی از مدافعان خرمشهر انجام داد. وی یک اسلحه کلاشینکف از عراقی ها غنیمت گرفته بود و با همان اسلحه با عراقی ها می‌جنگید. شهید محمدی احساس مالکیت می کرد و به او می‌گفتند: باید اسلحه را تحویل بدهی. می گفت: به شرطی تحویل می‌هم که حداقل یک نارنجک به من بدهید.

آن شهید عزیز با همان اسلحه در تاریخ 1359/07/29 با فرود خمپاره‌ای در نزدیکی مدافعان خونین شهر به شهادت رسید.

گفتنی است اسلحه غنیمتی این بزرگوار در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر، در سال 1386 رو نمایی شد.

شهید بهنام محمدی در پاسخ به سوال خبر‌نگاری که از او پرسیده بود چه پیغامی برای مردم داری گفته بود: من از پدران و مادران می‌خواهم که فرزندان خودشان را لوس بار نیاورند و بگذارند آنها به جبهه بیایند.

علی رضا خانی

شب قدر

ماه مبارک رمضان، ماه عبادت و خود سازی است. یکی از برکات این ماه وجود شب های قدر در آن است. شب قدری که از هزار ماه برتر است. شب خیر و برکت و آمرزش و رحمت و شب تقدیر اعمال ما برای یک سال آینده. در شب قدر اعمال ما و مقدرات سال آینده به محضر امام زمان(عج) عرضه می شود و پس از تأیید و دعای آن حضرت که حجت خدا بر روی زمین است تقدیرات امورمان برای یک سال آینده رقم می خورد. نقل شده زمانی که پیامبر اسلام(ص) شنیدند که عابد مسیحی هزار ماه خدا را عبادت کرده است به خدا گفت:

بارالها افراد امت من از عمرهای طولانی بر خوردار نیستند که بتوانند که هزار ماه تو را عبادت کنند.

خداوند فرمود:

شبی را برای تو و امت تو در سال قرار می دهم که فضیلت آن از هزار ماه بالاتر است و آن شب قدر است.

شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست سوم ماه مبارک رمضان. یکی از سه شب به طور قطع و یقین شب قدر است. و لذا ما هر سه شب را به عبادت می پردازیم تا مشمول رحمت واسعه‌ی الهی قرار بگیریم.

برای این سه شب اعمالی هست:

اول:دو رکعت نماز مثل نماز صبح با این تفاوت که سوره توحید را در هر رکعت هفت بار می خوانیم و در پایان نماز هفتاد مرتبه می گوییم:«استغفر الله و اتوب اله» (ربی ندارد)و بعد از آن هر دعایی که دارید انشاالله مستجاب می شود.

دوم:خواندن دعای جوشن کبیر

سوم:صد رکعت نماز (پنچاه دو رکعتی)

چهارم:خواندن سوره‌های روم، انکبوت و دخان (شب بیست‌و‌یکم و شب بیست‌و‌سوم)

پنجم:قرآن سر گرفتن

ششم:لعنت بر قاتل امیر مومنان علی (ع)،(شب نوزدهم)

بخوبی از شب قدر استفاده نمایید.

علی رضا خانی

حسن بن علی (ع) تربیت‌شده‌ی مکتب رسول‌الله (ع) و علی(ع) است و همانند آن‌ها به عبادت و بندگی روی می‌آورد. هرگز او راندیدند که به یاد خدا نباشد به نام پروردگار نجنبد.

چون وضو می‌گرفت حالش دگرگون می‌شد و خونی عمیق در اندرون جانش نفوذ می‌کرد. چنان‌که رنگ چهره‌اش می‌پرید و اندامش به‌سختی می‌لرزید و چون علت را می‌پرسیدند، می‌فرمود:

هرکس که بخواهد در برابر رب العرش بایستد، باید رنگش متغیر شود و بند بندش بلرزد.

و هنگامی‌که وارد مسجد می‌شد، فریاد برمی‌داشت و می‌فرمود:

خدایا! میهمانت به درگاهت آمد؛ ای نیکوی بخشنده! اینک بدکاری به حضورت می‌رسد؛ ای خدای کریم!بدی‌هایی که دارم را به‌خوبی هایی که داری ببخشای.

و چون به نماز می‌ایستاد، فروتنی و خضوع و خشوع در چهره‌اش نمایان می‌شد و چنان مشیّت جلال خداوندی وی را فرامی‌گرفت که مفاصل پیکرش می‌لرزید.

چون نام بهشت و دوزخ را می‌شنید، از شدت ترس خدا همچون مارگزیدگان به خود می‌پیچید. از خدا بهشت را می‌خواست و از شدت ترس جهنم به خدا پناه می‌برد. با شنیدن نام مرگ و عواقب هولناک آن و از هول قیامت و بعث و نشر به‌شدت می‌گریست و چون حضور در دادگاه الهی قیامت را به یاد می‌آورد، شیهه‌یی می‌کشید و بی‌هوش می‌افتاد. مردگان را باوقار و احترام مشایعت می‌کرد. روزی که یکی از همسایگانش مرد، از خوف مرگ چنان فریاد کشید که صدایش از ناله عزاداران بلندتر بود.

او خانه‌ی خدا را بیست بار پیاده زیارت کرد، درحالی‌که اسب‌های نجیب در برابرش صف می‌کشیدند؛ او با پای طلب به بیت معبود می‌شتافت. چون از او می‌پرسیدند: چرا این‌قدر پیاده به حج می‌روید؟می‌فرمود:

از خدا شرم دارم که با پای پیاده به زیارت‌خانه‌اش نروم.

حسن بن علی (ع) دوباره آنچه داشت _ از همه اثاثیه‌ی گران‌بهای زندگی‌اش‌ - درراه خدا بخشید و سه بار، دار و ندارش را دونیم کرد و نیمی را درراه خدا بخشید. حتی یک لنگ کفش را نگه داشت و دیگری را به مستمندان داد.

پیشوای دوم (ع)، فریبندگی‌ها و سرمایه‌های مادی دنیا را به عشق روز بازپسین فرومی‌گذاشت. از حکومت ظاهری مسلمین در راه خدا و برای جلوگیری از ریختن خون مردم چشم پوشید.

از این دو شعر که به وی منسوب است، توجهش به خیر‌خواهی  احسان و بی‌اعتنایی‌اش به سرمایه‌های مادی جهان، معلوم می‌گردد:

تا می‌توانید توشه‌ای برای خودت از این جهان فرا پیش فرست که ناگهان مرگ به سراغش می‌آید.

چرا این‌قدر به نعمت‌های جهان شادمانی، مگر نمی‌بینی که دوستان تو در گودال مرگ پوسیده‌اند.

و درباره‌ی فریب‌خوردگان دنیای گذران می فرمود:

به آن‌کس که در این جهان ناپایدار زندگی می‌کند، بگو: هنگام رفتن فرارسیده است، با دوستانت خداحافظی کن. کسانی را که دیدار می‌کردی و با آن‌ها سخن می‌گفتی، همگی در قعر گورها خاک شدند.

این آثار و گفتار نمونه‌ی روشنی از بی‌اعتنایی امام به دنیادوستی و عشق به مظاهر و ظواهر آن است و نشان می‌دهد که او توجه به حیات جاودانه و نعمات ابدی دارد، جهانی که از این دنیای گذران ارزنده‌تر است.

......................................................................

تاریخ چهارده معصوم، ص 130

علی رضا خانی